الفيض الكاشاني

454

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

باليدن به خود اهميّت مىدهد ، و در طول شب و روز موارد نقض مذاهب و عيبهاى همگان را جستجو مىكند و در پى انواع عوامل ايذايى است . اينان درندگان بشرى هستند كه سرشت آنها آزار رساندن و همّتشان سفاهت و نادانى است و قصدشان از ( كسب ) علم تنها علومى است كه بر همگنان ببالند ، و هر علمى را كه در مباهات به آن محتاج نباشند مانند علم قلب و علم سير و سلوك در راه خدا با از بين بردن صفات نكوهيده و تبديل آنها به صفات پسنديده تحقير كرده و آن را علم سخن‌آرايى و كلام واعظان مىنامند و تحقيق در نزد آنها شناخت چگونه عربده‌زدنى است كه ميان دو مبارز در جدل رايج است و اينان همان چيزى را گرد آورده‌اند كه گروه پيش از آنها در علم فتوا گرد آورده‌اند ليكن بر آن افزوده‌اند . زيرا اينان به علومى سرگرم شده‌اند كه از واجبات كفايى هم نيست بلكه تمام ريزه كاريهاى مجادله در علم فقه بدعت است كه گذشتگان آن را ( خوب ) نمىدانستند ، اما دليل احكام شامل علم مذاهب است و آن قرآن و سنّت رسول ( ص ) و درك معانى آنهاست ليكن حيله‌هاى جدلى مانند : كسر ، قلب ، فساد وضع ، تركيب ، تعديه « 74 » ، تنها براى اين بدعت شده تا غلبه و مجاب كردن دشمن با آن اظهار شود و بازار مجادله با آنها رواج يابد ، پس فريفتگى اينان از فريفتگى گروه پيش از آنها بيشتر و زشت‌تر است . گروه ديگرى به علم كلام و مجادله در خواسته‌هاى نفسانى و ردّ مخالفان و جستجوى موارد نقض آنها سرگرم مىشود ، و بسيار با سخنان مختلف آشنا شده و به فراگيرى راههاى بحث با آنها و محكوم كردن آنان مشغول مىشوند و در اين مورد به فرقه‌هاى زيادى تقسيم مىشوند و معتقدند كه عمل هيچ بنده‌اى جز با ايمان داشتن صحيح نيست و ايمانى صحيح نيست ، مگر مجادلهء آنها و دلايل عقايد آنها را بياموزد و مىپندارند كه كسى به خدا و صفاتش از آنها آگاه‌تر نيست و هر كس به مذهب آنها معتقد

--> ( 74 ) اصطلاحات منطقى است كه در مبحث جدل مطرح است ، به كتب منطقى رجوع شود . - م .